گرگ بیابون
وقتی قرص هایم گم شد
اول قرار نبود چه ترانه بازاریست، لابلای انگشتان من و دشت موهایت. بگذار ساکت بمانم، تا انتهای این سمفونی، با چشمان کاملابسته. وقت گلایه نیست!! شرح میدهم برایت، به موقع تمام این تنهایی را. فعلا در آغوشم بمان. سخت از جاده، دلگیرم. بوی باران می دهد اشک این یخها ببین دستهای عاطفه ات چه برسر زمستان دلم آوردند. همین شبهای سرد همین پیادرو های کز کرده تمام این آدمکهای ، خیره از پشت شیشه. گواه تمام ، انتظار غریب من. تعجب نکن !! این آخرین نوشته ام نیست. فقط یادت باشد ، دیگر منتظرت نیستم،
دل تنگ شبانه های ، توام. به امید سحر ، چشم بر ژرفای این چار چوب سرد دوخته ای. وای بر این ، شبهای بلند، بی قلندر. مثل بوی سیر حرفهای بودار من عطر گس چای خشک زیر زبان. انکار این همه حرفهای بو .....، ساکت ، ساکت. یادت باشد !! عدالت را غلط نوشته ای. ادالت درست است. ادآلت. نمی دانم تو گم شده ای یا من. بی هدف ورق می زنم ؛ روزنامه های صبح و عصر را شاید پیدایت کنم؛ شاید پیدا شوم.
یادت هست؟
باغ بی برگی مرا آتش بزنی.
فراموش کردی
من پای
همین خاکستر ها
عاشق که نه
شاعر شدم.
برچسبها: من و تو![]()
برچسبها: ترانه, چشم, ساکت, انتخابات![]()
برچسبها: آغوش, بوس, گلشیفته, جاده, فال روزانه![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |





